مزرعه در محاصره دیزل

گزارش‌های میدانی از مزارع ذرت و سویا نشان می‌دهد یک کمباین به‌تنهایی می‌تواند تا ۳۰۰گالن سوخت در روز مصرف کند و هزینه روزانه سوخت‌رسانی به یک دستگاه کمباین در برخی مزارع تا ۱۵۰۰دلار -دو برابر پارسال- رسیده است. ریشه این بحران را باید در تلاقی دو جنگ همزمان جست‌وجو کرد: جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران که جریان نفت خاورمیانه را مختل کرده و حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه که عرضه جهانی دیزل را کاهش داده است. نکته کلیدی اینجاست که این بحران درست در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر رخ می‌دهد؛ جایی که هزینه زندگی از پیش به دغدغه اصلی رأی‌دهندگان تبدیل شده و این یعنی بحران دیزل مزرعه دیگر صرفا یک مساله کشاورزی نیست، بلکه به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به یک متغیر سیاسی است.

استیصال اقتصادی

کشاورزان کوچک و متوسط، بیشترین فشار مستقیم را تحمل می‌کنند. در کالیفرنیا، هزینه سوخت کشاورزان سبزی‌کار از ۵ به ۷دلار در گالن رسیده -افزایشی ۴۰درصدی- و آنها برای جبران، ماشین‌آلات بنزینی قدیمی دهه۱۹۵۰ را دوباره به‌کار گرفته و بخشی از ناوگان دیزلی خود را متوقف کرده‌اند؛ راهکاری که بیش از آنکه نشانه نوآوری باشد، نشانه استیصال اقتصادی است. برآوردهای دانشگاهی نشان می‌دهد هزینه سوخت هر هکتار ذرت حدود ۱۱دلار و سویا حدود ۷دلار نسبت به پارسال بالاتر رفته است؛ ارقامی که در مقیاس صدها هکتار، به بار مالی سنگینی تبدیل می‌شوند. رانندگان کامیون مستقل، که معمولا باید هزینه سوخت را پیش‌پرداخت کنند، در آسیب‌پذیرترین موقعیت قرار دارند؛ به گفته تحلیلگران صنعت حمل‌ونقل، این گروه احتمالا نخستین قربانیان ورشکستگی ناشی از قیمت دیزل خواهند بود. در طرف مقابل، دولت فدرال -به‌ویژه وزارت کشاورزی- زیر فشار سیاسی قانون‌گذاران ایالت‌های کشاورزی قرار دارد تا کمک اضطراری اعلام کند؛ اما تاکنون تنها به وعده «اعلام جزئیات در هفته‌های آینده» بسنده کرده است؛ تاخیری که نشان می‌دهد واشنگتن هنوز ابزار سریع و مشخصی برای مقابله با این شوک در اختیار ندارد. زنجیره حمل‌ونقل غذا نیز از هر دو سو تحت فشار است: نرخ حمل سردخانه‌ای میوه از شمال‌غرب آمریکا به بالاترین سطح چهارساله رسیده و هزینه انتقال محصولات از کالیفرنیا تا ۱۲۰درصد افزایش یافته؛ یعنی حتی کشاورزانی که مستقیما دیزل نمی‌خرند، هزینه انتقال محصول خود را به‌شدت بالاتر می‌بینند.

سه سناریوی پیش رو

بر اساس داده‌های موجود، سه مسیر محتمل برای فصل برداشت و ماه‌های پس از آن مطرح است:

سناریوی نخست (تشدید فشار): اگر جنگ با ایران و حملات به پالایشگاه‌های روسیه بدون آتش‌بس ادامه یابد، قیمت بالای ۶دلاری دیزل می‌تواند به‌تدریج به هزینه بذر و کود سال آینده نیز سرایت کند؛ یعنی بحران امسال، حاشیه سود سال زراعی بعد را نیز از پیش کوچک می‌کند. فرض کلیدی این سناریو، تداوم بدون‌وقفه هر دو جبهه جنگی خاورمیانه و اروپای شرقی است؛ در این حالت، برخی تحلیلگران احتمال می‌دهند موج ورشکستگی میان رانندگان کامیون مستقل به بخش‌های دیگر زنجیره حمل‌ونقل غذا نیز کشیده شود.

سناریوی دوم (تعدیل تدریجی): اگر دولت فدرال بسته کمک اضطراری وعده‌داده‌شده را در هفته‌های آینده عملیاتی کند -مثلا از طریق تخفیف مالیاتی گسترده‌تر بر دیزل غیرجاده‌ای یا یارانه مستقیم سوخت- برخی اقتصاددانان کشاورزی انتظار دارند فشار بر کشاورزان کوچک تا حدی تعدیل شود؛ هرچند این کمک احتمالا برای جبران کامل هزینه‌های دوبرابرشده کافی نخواهد بود؛ این سناریو منوط به سرعت عمل نامعمول واشنگتن در فصلی است که تاکنون کندی نسبی در تصمیم‌گیری نشان داده است.

سناریوی سوم (سازگاری ساختاری): اگر قیمت‌های بالای دیزل برای یک تا دو فصل زراعی تداوم یابد، بخشی از کشاورزان ممکن است به‌طور گسترده‌تری به بازگرداندن ماشین‌آلات قدیمی‌تر بنزینی یا کاهش دامنه کشت روی بیاورند؛ روندی که در کوتاه‌مدت هزینه را کاهش می‌دهد؛ اما در بلندمدت می‌تواند بهره‌وری و ظرفیت تولید مزارع کوچک را پایین بیاورد. این سناریو مشروط به عدم بازگشت سریع قیمت دیزل به سطوح پیش از جنگ است.

ظهور فشار با تاخیر چندماهه

اثر افزایش قیمت دیزل بر سبد غذایی خانوار آمریکایی، فوری و یکنواخت نیست. برخی خرده‌فروشان ممکن است در کوتاه‌مدت افزایش هزینه را جذب کنند و قراردادهای حمل‌ونقلی که با نرخ‌های پایین‌تر بسته شده‌اند، هنوز اضافه‌بهای سوخت را منعکس نکرده‌اند؛ یعنی فشار واقعی بر قیمت مواد غذایی احتمالا با تاخیر چندماهه در سوپرمارکت‌ها ظاهر خواهد شد، نه همزمان با جهش قیمت دیزل. این تاخیر، ریسک سیاسی خاصی برای دولت ایجاد می‌کند: اگر افزایش قیمت مواد غذایی درست در آستانه یا در جریان انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آشکار شود، اثر آن بر افکار عمومی به‌مراتب بیشتر از زمانی خواهد بود که این فشار به‌تدریج و نامحسوس توزیع شود. نکته کمتردیده‌شده دیگر این است که آسیب‌پذیرترین اقلام غذایی، دقیقا همان‌هایی هستند که بیشترین وابستگی را به حمل‌ونقل یخچالی دارند -میوه، سبزی، لبنیات و گوشت- یعنی همان بخش از سبد غذایی که برای تغذیه سالم اهمیت بیشتری دارد؛ بنابراین بحران دیزل می‌تواند به‌طور نامتقارن، دسترسی به غذای باکیفیت را برای خانوارهای کم‌درآمد دشوارتر کند. همچنین، بازگشت برخی کشاورزان به ماشین‌آلات بنزینی دهه۱۹۵۰، اگرچه راه‌حلی مقطعی و هوشمندانه به‌نظر می‌رسد، اما نشانه‌ای نگران‌کننده از شکنندگی زیرساخت ماشین‌آلات کشاورزی آمریکا در برابر شوک‌های قیمتی انرژی است؛ زیرساختی که برای دهه‌ها بر پایه دیزل ارزان طراحی شده و اکنون فاقد جایگزین سریع و مقیاس‌پذیر است.

کمک مقطعی برای فصل برداشت

سوالی که این بحران پیش روی سیاستگذاران آمریکایی قرار می‌دهد، این است: آیا واشنگتن با یک بسته کمک مقطعی می‌تواند کشاورزان را از فصل برداشت امسال عبور دهد یا این بحران نشان می‌دهد که کل زنجیره تامین غذای آمریکا، از مزرعه تا سوپرمارکت، به‌طور خطرناکی به ثبات قیمت انرژی فسیلی وابسته است؛ وابستگی‌که حتی یک جنگ منطقه‌ای در دوردست می‌تواند این‌چنین سریع آن را متزلزل کند؟ و پرسش سیاسی‌تر: اگر افزایش قیمت مواد غذایی درست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به سفره خانوارهای آمریکایی برسد، آیا بحران دیزل مزرعه هم مانند بحران گازوئیل اروپا و آسیا، سرنوشت سیاسی کنگره را به جنگی دوردست گره خواهد زد؟