شاید اقتصاد جهانی وارد دورهای شده باشد که در آن «بهترشدن» دیگر نتیجه طبیعی گذشت زمان نباشد. برای بخش عظیمی از نسلهای قبلی، رشد اقتصادی پسزمینه دائمی زندگی بود؛ کیک اقتصاد بزرگتر میشد، درآمدها افزایش مییافت، فرصتهای شغلی گسترش پیدا میکرد و نسل جدید انتظار داشت استاندارد زندگی بالاتری نسبت به نسل قبل داشته باشد. امروز اما این فرض در حال تضعیف است. در دهه منتهی به ۲۰۲۴، بیش از ۳.۳میلیارد نفر در کشورهایی زندگی کردهاند که رشد تولید ناخالص داخلی سرانه آنها نصف یا کمتر از نصف دهه پیش بود. در برخی نقاط جهان، درآمد سرانه حتی کاهش هم یافته است.
وقتی تولید ناخالص داخلی سرانه دیگر مانند گذشته رشد نمیکند، چه اتفاقی میافتد؟ باشگاه کشورهای بداقبال در حال پذیرش اعضای جدید است. چین، دومین قدرت اقتصادی جهان و روسیه، جنگطلبترین آنها، به این جمع پیوستهاند. آلمان، اقتصادی بزرگ و بهمراتب ثروتمندتر و برزیل، که ممکن است بهزودی بیش از آمریکا محصولات کشاورزی صادر کند، نیز در همین گروه قرار گرفتهاند. اکنون حدود ۳.۳میلیارد نفر، یعنی بیش از ۲نفر از هر پنج نفر جمعیت جهان، در کشورهایی زندگی میکنند که رشد تولید ناخالص داخلی سرانه آنها در دهه منتهی به ۲۰۲۴، نصف یا کمتر از نصف رشد آن در دهه قبل بوده است. در سال۲۰۱۴، این رقم ۱.۱میلیارد نفر، یعنی کمتر از یک نفر از هر ۶نفر بود. بیش از ۷۳۰میلیون نفر نیز با کاهش واقعی یکی از مهمترین شاخصهای مورد استفاده اقتصاددانان برای سنجش سطح زندگی مواجهند.
موج گرمایی که تابستان امسال اروپا و آمریکای شمالی را درنوردید، بار دیگر هزینههای گرمایش زمین و خشکسالی را به شکلی ملموس پیش چشم جهانیان قرار داد؛ از زمینهای خشک و تشنه و شبکههای برق تحت فشار گرفته تا کاهش بهرهوری نیروی کار و افزایش خسارتهای بیمهای. در همین حال، برخی دانشمندان هشدار میدهند که سرعت گرمایش زمین بیش از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. سازگاری با جهانی گرمتر، بیش از هر زمان دیگری فوریت پیدا کرده است و هزینه تعلل نیز روزبهروز بیشتر میشود.